تبليغاتX
کلآغ - شعر سکوت
شعر
واژه هایم را کبوتر کردم 

تا در آشیانه چشمهایت بنشینند

با آوازی و شاید هم کمی شادی

طوفانی شد نگاهت 

وپرنده به جنگل ابروهایت گریخت

و بی تابانه باران شد 

جمله هایم را سیل برد

شعر سکوت در خلوت نگاهت درخت شد

 طوفان درختها را می شکند

تا دستهای خسته ام کویر را در سینه ام تا ابد هجا کند

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم مرداد 1390ساعت 19:47  توسط محمد آقازاده |